از آنجايي كه شرايط حاكم بر كوهستان بسيار متفاوت تر از شرايط حاكم بر دشت و جلگه مي باشد، بنابراين نوع تغذيه نيز بايد متناسب با اين شرايط تنظيم گردد.
بطور كلي يك جيره غذايي كامل بايد شامل مواد قندي(گلوسيد)،مواد چربي(ليپيد)،مواد پروتئيني(پروتيد)،ويتامينهاي لازم و آب و نمك باشد.علاوه بر آن مقداري املاح و مواد معدني مانند كلسيم،فسفر،آهن و يد نيز براي ساختمان استخوانها،دندان،عضلات و گلبولهاي خون و ديگر دستگاههاي بدن لازم است.
يك جيره ي متعادل بايد بتواند حدود 4000 كيلوكالري روزانه انرژي تامين نمايد و بايد دربرگيرنده يك وعده خوراك انرژي زا باشد. گلوسيدها(مواد قندي يا ئيدرات كربن)در هر گرم حدود 4 كيلوكالري،ليپيدها در هر گرم حدود 9 كيلوكالري و مواد پروتئيني در هر گرم حدود 4 كيلوكالري حرارت به بدن ميرسانند.در اين ميان گلوسيدها قسمت عمده غذاي شبانه روزي انسان را تشكيل داده و از مهمترين غذاهاي انرژي زا محسوب ميشوند.
بنابراين لازم است كه در صعودهاي سخت كه بدن به انرژي زيادي نياز دارد از موادي كه حاوي مواد قندي و گلوكز بيشتري هستند استفاده شود.از طرفي چون قندها سريعتر از نشاسته جذب ميشوند،از اين رو غذاهايي مثل شيريني، شكلات، مربا،عسل و ... بايستي جزو خوراك اصلي در كوهستان باشند.
بخصوص نياز بدن به ويتامين C در موقع فعاليت،از موقع استراحت خيلي بيشتر است.كمبود اين ويتامين باعث ايجاد خستگي شديد و از دست رفتن زياد انرژي ميشود. ويتامين C ماده نيروبخشي است كه بطور محسوسي نيروي حياتي و نشاط زندگي ما را افزايش داده و نيز سبب ميشود كه ما ارتفاع را بهتر تحمل كنيم. منابع اصلي ويتامين C بجز ميوه نسترن[؟] انگور فرنگي سياه و فلفل قرمز عبارتند از: پرتقال،ليمو،دارابي،سيب،گلابي و انگور.متاسفانه تمام منابع ويتامين C (ميوه و سبزيجات) نميتوانند سرماي زيادي را تحمل كنند،بنابراين لازم است كه از قرص ويتامين C و يا قرص ويتامين ب،ث مخلوط استفاده شود. بايد توجه داشت كه ويتامين C به هيچ وجه جاي گلوكز را نميگيرد و تجويز آن براي افراد خسته و كوفته بدون گلوكز بي فايده خواهد بود و بايد همراه گلوكز مصرف شود.
خون انسان بطور طبيعي در هر ليتر يك گرم گلوكز دارد.اگر اين مقدار از نصف كمتر شود خون بايد به عضلات،بيش از مقداري كه خود از كبد دريافت كرده گلوكز برساند.بنابراين بدن ضعيف و درمانده شده و از فعاليت باز مي ايستد.براي جبران اين نقصان،مصرف چند قرص گلوكز نيروي بدن را بازگردانده و باعث ميشود كه جريان كبد-خون و عضله عمل عادي خود را از سر گيرد.بطور متوسط هر صد گرم گلوكز 400 كيلوكالري انرژي دارد و به سرعت باعث گرم شدن انسان ميشود،چون سريعاً هضم و جذب ميگردد.
منبع: كوهنوردي نوين مولف: ثاقب حميدي
نوشته شده توسط حیرانِ منتظر در 87/08/14 ساعت 6:38 موضوع | لینک ثابت
مهدی جان
نوشته شده توسط حیرانِ منتظر در 87/08/09 ساعت 21:26 موضوع | لینک ثابت
راز تشرّف
سيّد عبدالكريم
اين سيّد
بزرگوار راز تشرفش را چنين نقل ميكند كه پس از مدّتها خودسازي و مراعات و توسّل،
شبي پيامبر رحمت حضرت ختمي مرتبت محمّدبن عبدالله(صليالله
عليه و آله) را در عالم رويا زيارت كرده و عرض كردم يا رسولالله شوق
ديدار فرزند شما حضرت مهدي(عجلالله تعالی فرجه) مرا
بيقرار ساخته، خيلي علاقه به زيارت او دارم. حضرت فرمودند: «فرزندم روزي دو مرتبه
اوّل صبح و اوّل شب براي مظلوميت و مصيبت حسينم گريه كن تا بتواني مهديم(عجلالله
تعالی فرجه) را ملاقات كني». سيّد عبدالكريم ميگويد از خواب كه بيدار
شدم امر رسول خدا(صليالله عليه و آله) را يك سال
تمام انجام دادم. هر صبح و شام مينشستم و خودم براي خودم روضه ميخواندم و گريه
ميكردم كه يكي از بركاتاين برنامه بعد از يك سال توفيق تشرّف به محضر حضرت وليعصر(عجلالله
تعالی فرجه) بود. يعني در طول اين يكسال با امام زمان(عجلالله
تعالی فرجه) سنخيّت پيدا كردم چرا كه آن حضرت در زيارت ناحية مقدسه
خطاب به امام حسين(عليهالسلام) ميفرمايند: «لَا
نْدُبَنَّكَ صاحباً و مَساءً» اي جدّ بزرگوارم هر صبح و شام به
مصيبت تو گريه ميكنم.
آري سنخيّت كه آمد موجب انضمام و رابطه و وصل خواهد شد (السِنْخِيةُ علَّةُ اْلاِنْضِمامْ). پروردگارا توفيق گريه و عرض ادب به ساحت مقدّس سيدالشهد(عليهالسلام) كه يكي از راههاي تشرّف به محضر امام زمان(عجلالله تعالی فرجه) ميباشد را به ما پيش از پيش عنايت فرما.)
نوشته شده توسط حیرانِ منتظر در 87/08/09 ساعت 21:22 موضوع | لینک ثابت
پيام امام زمان(عجلالله تعالی فرجه) به سيد عبدالكريم كفاش
سيد عبدالكريم نقل ميكند گاهي امام زمان(عجلالله تعالی فرجه) به مغازه محقّر بنده تشريف ميآوردند و لحظاتي مهمان من ميشدند يك وقتي فرمودند: سيّد عبدالكريم كفشهاي مرا ميبيني؟ عرض كردم بله آقا. فرمودند اين كفشهاي من احتياج به وصله دارد آنها را پينه ميزني؟ گفتم چشم آقا جان امّا قبل از شما چند تا كار گرفتهام و به ديگران قول دادهام بايد كار آنها را انجام دهم اگر الآن مشغول كار كفشهاي شما بشوم نوعي تخلّف كرده و در مورد كار آن بندگان خدا خلف وعده ميشود، ولي چشم اجازه بدهيد بعد از انجام آن كارها كفشهاي شما را پينه ميزنم. حضرت براي بار دوّم فرمودند آيا به اين كفشهاي من وصله ميزني؟ گفتم آقا جان چشم امّا اجازه بفرمائيد بعد از انجام اين كارهائي كه قول دادم كار شما را انجام ميدهم چرا كه از دين جدّتان و قرآن كريم كه شما شريك و مفسر واقعي آن هستيد آموختهام كه تخلّف در وعده و تبعيض بين بندگان خدا مردود ميباشد. حضرت براي سوّمين بار خواسته خود را تكرار فرمودند و تا جائي كه من گفتم آقا جان اگر يكبار ديگر خواستة خود را بفرمائيد با تمام وجود فرياد ميزنم آي مردم بيائيد آن آقايي را كه دنبالش ميگرديد و منتظر ظهورش هستيد با نعلين پاره و مستعمل در مغازة بنده نشستهاند. حضرت فرمودند: باركالله، احسنت سيّد عبدالكريم ميخواستم تو را در قول و وعده و انجام كار بندگان خدا كه رضاي خدا در آن است امتحان كنم چقدر مصمّم و با دقّت هستي بدان كه ما شما را براي خودمان نميخواهيم بلكه شما را براي خدا ميخواهيم هر اندازه شما بندگي كنيد ما شما را بيشتر دوست داريم. سيّد عبدالكريم اگر نبود اين تقوا و مراعات تو هرگز مغازة تو را انتخاب نميكردم و به تو سر نميزدم.
ادامه دارد...
نوشته شده توسط حیرانِ منتظر در 87/08/09 ساعت 21:17 موضوع | لینک ثابت
سید عبدالکریم کفاش
او سيدي پاك،
اهل ورع و تقوي ساكن شهر ري مجاور حرم حضرت عبدالعظيم حسني(عليهالسلام) بود،
ايشان معمولاً هفتهاي يك مرتبه خدمت امام زمان(عجلالله
تعالی فرجه) مشرّف ميشدند و معمولاً براي حضرت ميزبان بودند تا جايي كه
حضرت مهدي(عجلاللهتعالی فرجه) از ايشان
سئوال كرده بودند كه اگر هفتهاي يكبار ما را زيارت نكني چه اتفاقي برايت ميافتد،
امّا او كه عاشق بيسر و سامان مهدي فاطمه(سلامالله عليها) بود
در جواب گفته بود اگر شما را در هفته يكبار زيارت نكنم ميميرم، حضرت فرموده
بودند: اگر چنين نبود كه ما را نميديدي!
او ميگويد شبي در عالم رويا آقا امام زمان(عجلالله تعالی فرجه) جايگاه مرا در بهشت نشان دادند و فرمودند ميخواهي در بهشت جايگاه خودت بماني؟ گفتم آقا جان شما هم در بهشت تشريف داريد من هم بمانم. فرمودند: نه؟ من فعلاً برميگردم براي ظهور و گشايش امور خلق خدا، گفتم آقا جان بهشتي كه تو در آن نباشي به درد من نميخورد زيرا هرجا كه با تو باشم آنجا بهشت من است.
نوشته شده توسط حیرانِ منتظر در 87/08/09 ساعت 21:15 موضوع | لینک ثابت
بسمه تعالي

روز قبل از حركت :
روز چهارشنبه 23 مرداد براي سهولت و تسريع حركت در هنگام صبح قرار بر اين شد كه شب در منزل آقاي صالحي جمع شده و 4 صبح از مقابل منزل ايشان حركت كنيم. در منزل آقاي صالحي مواد خوراكي و وسايل مشترك از قبيل چادر، زير انداز، دوربين و ... را بين افراد تقسيم كرديم كه البته اين كار تا ساعت 2:30 نصف شب به طول انجاميد و نهايتاً منجربه اين شد كه بيشتر از يك ساعت نخوابيديم.
نوشته شده توسط حیرانِ منتظر در 87/07/20 ساعت 9:35 موضوع | لینک ثابت

اي كه هزار، هزار شمع در انتظار يك نگاه تو سوختند. شوري است عشق تو و دلنشين غمي است به انتظار قدمهايت زيستن، بدان كه مصراع زندگيم با قافيه تو پايان خواهد يافت. بيا كه اگر تو بيايي تمامي شبهاي يلداي غم سپيده صبح را مهمان هميشگي دلم خواهد كرد... نميدانم آيا دل كوچكم تا ظهور تو در تكاپو است يا تا غروب آرزوهايش چيزي نمانده.... امّا... غمگينم و ميترسم كه دلم از جنب و جوش بيافتد و تو نيايي.... افسوس، من و كلمات مجنونم شايد روز آمدنت را نبينيم (ولي باز اميدوارم) من به همه كساني كه آن روز تو را ميبينند و در دو سوي خيابانها قلبهاي سبزشان را به تو هديه ميدهند، حسوديم ميشود.
براي سلامتي و ظهور صاحب الامرمان آقا امام زمان(عج) چهارده صلوات
نوشته شده توسط حیرانِ منتظر در 87/07/19 ساعت 15:30 موضوع | لینک ثابت

نیسگیللی گزیر ثانیه لر سایلاری سن سیز دفن ائتمه ده یم هفته لری آیلاری سن سیز
دای باغلامیشام یئددی قیفیل بند سکوته بی فایدا گوررکن بوتون آخ وایلاری سن سیز
*************************************************
ثانیه ها بی حضور تو لحظه به لحظه در حسرت سپری میشوند/ بی تو، گویی هفته ها و ماهها را به دست خاک می سپارم
پس از اینکه ناله و زاری هایم را بی اثر یافتم ، دیگر لب بسته و سکوت اختیار کرده ام
نوشته شده توسط حیرانِ منتظر در 87/07/19 ساعت 15:22 موضوع | لینک ثابت
درباره وبلاگ

فهرست اصلی
دوستان
نوشته های پیشین
طراح قالب
POWERED BY